داوود صمدى آملى
55
شرح نهاية الحكمة ( فارسى )
خمس فن منطق است . برهانى كه كاشف از حقيقت است اعم از اين برهان متعارف در منطق و فلسفه مشّاء مىباشد و لذا هم شامل كليات و هم شامل جزئيات مىشود اما در اينجا چون سخن از قياس پيش آمده معلوم مىشود كه مراد از برهان همان قياس برهان در علم منطق است كه فقط شامل كليات مىشود . اما همانطور كه قبلا عرض كرديم هدف نهايى فلسفهء حقيقى اين است كه ما به تمامى جزئيات و حقايق نظام هستى آگاهى يابيم . راوى مىگويد : امام زين العابدين عليه السّلام هنگام قرائت آيهء شريفه وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها « 1 » درحالىكه گوشهء فرش را بلند كرده و به خاك زير آن اشاره مىكردند ، فرمودند : ما حتى مىتوانيم بدانيم كه زير پاى ما چقدر خاك است . انسان شأنيت آن را دارد كه به تمام اسرار حقايق عالم نائل شود ، چه اينكه حقيقت فلسفه اين است كه انسان را به اين مقام برساند . خانم بزرگوارى به محضر مبارك امام صادق عليه السّلام رسيدند ، امام از ايشان سؤال كردند : در چه حالى هستيد ؟ خانم عرض كرد : مشغول تحقيقى در تفكيك حيوانات تخمگذار از حيوانات بچهزا هستم . امام فرمودند : اين اصلى كه به تو القاء مىكنم بنويس . و بعد فرمودند : هر حيوانى كه لاله گوش او بيرون آمده بچهزا و هر حيوانى كه لاله گوش او فرورفته تخمگذار مىباشد . اين يكى از نمونههاى بىنهايت علم انسان كامل به اسرار نظام هستى است . پس غايت فلسفه اين است كه ما به تمام جزئيات عالم علم پيدا كنيم . منتهى چون ما ناقصيم و هنوز به فعليت نرسيديم با علم فكرى سخن مىگوييم و از بسيارى از حقايق شهودى عالم بىاطلاعيم . حتى علم شهودى نيز به مقدار سعهء وجودى افراد مختلف است .
--> ( 1 ) . بقره / 32 .